تبلیغات
پژوهشکده مجازی تربیت اسلامی بنیان - امام‌ حسین‌(ع) و تربیت‌ دینی‌

پژوهشکده مجازی تربیت اسلامی بنیان

چهارشنبه 1 آذر 1391

امام‌ حسین‌(ع) و تربیت‌ دینی‌

پژوهشکده مجازی بنیان : روابط عمومی پژوهشکده بنیان   

                                                                               
                                     

مقدمه‌

مهم‌ترین‌ امتیاز انسان‌ از سایر موجودات‌ عالم‌، قابلیت‌ رشد و استعداد كمال‌ دروجود اوست‌ و هویت‌ انسان‌ در پرتو همین‌ ویژگی‌ معنا پیدا می‌كند،چه‌ این‌ كه‌ ارزش‌ واقعی‌او در گرو پیمودن‌ مسیر كمال‌ و به‌ فعلیت‌ رساندن‌ استعدادها و شكوفایی‌ خلاقیت‌های‌باطنی‌ او می‌باشد، و از این‌ روست‌ كه‌ آفریدگار جهان‌، همه‌ موجودات‌ هستی‌ را در مسیررشد و به‌ خاطر پرورش‌ و تكامل‌ وی‌ آفریده‌ است‌.

در این‌ راستا، اگر انسان‌ در سایة‌ عوامل‌ تربیتی‌، راه‌ رشد و تربیت‌ صحیح‌ رابپیماید به‌ بالاترین‌ درجه‌ فضایل‌ و كمالات‌ انسانی‌ خواهد رسید، به‌ گونه‌ای‌ كه‌ ملائك‌ ازرسیدن‌ به‌ مقام‌ وی‌ عاجز می‌شوند. و اگر از روش‌ تربیتی‌ مستقیم‌ منحرف‌ شود،به‌موجودی‌ پست‌ و بی‌ ارزش‌ تبدیل‌ خواهد شد.

از سوی‌ دیگر، به‌ حكم‌ آفرینش‌ یكی‌ از اوصافی‌ كه‌ در نهاد هر انسانی‌ به‌ ودیعه‌گذارده‌ شده‌،خصلت‌ «الگوپذیری‌»است‌، زیرا هر كسی‌ می‌كوشد به‌ نوعی‌ ازشخصیت‌هایی‌ كه‌ در اندیشه‌ او بزرگ‌ و كامل‌ هستند، پیروی‌ كند و شیوه‌ و مقام‌ آنان‌ راسرمشق‌ خود قرار دهد.

اكنون‌ باید فرد الگوپذیر را در شناخت‌ شخصیت‌های‌ كامل‌ و جامع‌ كه‌ می‌توانندراهنمای‌ او باشند،یاری‌ نمود، تا در مسیر پر پیچ‌ وخم‌ و از میان‌ هزاران‌ الگوی‌ساختگی‌،خیالی‌ و درست‌ و یا نادرست‌ راه‌ درست‌ را بیابد.

قرآن‌ بهترین‌ قانون‌ تربیت‌ وانسان‌ساز،به‌ این‌ نكته‌ عنایت‌ دارد و برای‌ تربیت‌ وپرورش‌ درست‌ انسان‌ها،به‌ معرفی‌ چهره‌های‌ نیك‌ می‌پردازد.از این‌ رو می‌فرماید: (و قدكانت‌ لكم‌ اسوة‌ حسنة‌ فی‌ ابراهیم‌) و(لكم‌ فی‌ رسول‌ الله‌ اسوة‌ حسنة‌(.

بنابراین‌، داشتن‌ مقتدا و الگو برای‌ پذیرش‌ و پیمودن‌ راه‌ درست‌، امری‌ ضروری‌است‌.اگر چه‌ نهضت‌ عاشورا بسی‌ تلخ‌ و اسف‌بار بود و دل‌ انسان‌های‌ آزاده‌ را جریحه‌داركرد،ولی‌ یك‌ حادثه‌ معمولی‌ نبود،بلكه‌ با تمام‌ وقایع‌ تاریخ‌ تفاوتی‌ بس‌ عظیم‌ داشت‌. زیرارهبرش‌ عصارة‌ نبوت‌ و رسالت‌ پنجمین‌ نفر اصحاب‌ كسا،تجسم‌ حق‌ و اسلام‌راستین‌،انسان‌ كامل‌ و تربیت‌ شدة‌ دامان‌ رسول‌ خدا(ص) است‌. امام‌ حسین‌(ع) انسانی‌الهی‌ ،با هدف‌ است‌ كه‌ افكار بلندش‌ در جای‌ جای‌ این‌ قیام‌ و حركت‌، تبلوری‌ ویژه‌ یافته‌است‌ كه‌ در بیان‌ نغزش‌ نیز تبیین‌ شده‌ است‌،كه‌ فرمود:«و لكم‌ فی‌ اسوة‌؛ در من‌ برای‌ شماالگویی‌ است‌«

 

اكنون‌ ما در این‌ پژوهش‌ با عنوان‌ «امام‌ حسین‌ و تربیت‌ دینی‌» به‌ ترسیم‌ دوجنبة‌الگویی‌ در این‌ زمینه‌ می‌پردازیم‌ كه‌ عبارتند از:

 

1 - از آن‌ جایی‌ كه‌ سیرة‌ تربیتی‌ پیشوایان‌ معصوم‌(ع) را می‌توان‌ به‌ عنوان‌بهترین‌ و كامل‌ترین‌ شیوه‌ و مدل‌ تربیت‌،ارائه‌ نمود،نوشتار حاضر به‌ برخی‌ از روش‌های‌تربیتی‌ امام‌ حسین‌ می‌پردازد.

2 - از سوی‌ دیگر، نهضت‌ عاشورا از آغاز تا انجام‌،مجموعه‌ای‌ از الگوهای‌ارزشمند در زمینة‌ اخلاق‌ وتربیت‌ دینی‌ است‌. در این‌ كاوش‌ كوتاه‌ به‌ جنبه‌های‌ ویژه‌ای‌ ازالگوهای‌ فرهنگ‌ عاشورا اشاره‌ خواهیم‌ نمود.بنابراین‌ آنچه‌ در این‌ مقال‌ بررسی‌ می‌شود،در دو بخش‌ شیوه‌های‌ تربیتی‌ امام‌ حسین‌(ع) و الگوهای‌ تربیتی‌ نهضت‌ عاشورا تدوین‌می‌گردد.

گفتار اول‌: شیوة‌ تربیتی‌ امام‌ حسین‌(ع(

از آن‌ جایی‌ كه‌ پایگاه‌ عصمت‌، كامل‌ترین‌ انسان‌ بر عالم‌ خاكی‌ است‌، امام‌حسین‌(ع) نیز به‌ حكم‌ آیه‌: (انما یرید الله‌ لیذهب‌ عنكم‌ الرجس‌ اهل‌ البیت‌ و یطهركم‌تطهیرا(

از همه‌ پلیدیها مبرا و به‌ همة‌ صفات‌ نیكویی‌ كه‌ ممكن‌ است‌ یك‌ بشر دارای‌ آن‌باشد،موصوف‌ است‌.افزون‌ بر این‌ كه‌ خویشتن‌ متصف‌ به‌ همه‌ نشانه‌های‌ كمال‌هستند،آمده‌اند تا دیگران‌ را نیز با شیوه‌های‌ تربیتی‌ خود به‌ كمالی‌ افزون‌تر هدایت‌گرشوند.روش‌ آموزش‌ فضایل‌ اخلاقی‌ در عمل‌ و گفتار ایشان‌ جلوه‌ای‌ قابل‌ توجه‌ دارد.

1 - رضا و تسلیم‌

رضایت‌ در مقابل‌ آنچه‌ خدا برای‌ انسان‌ می‌خواهد نتیجة‌ توكل‌ و صفات‌ درونی‌سالك‌ طریق‌ است‌. توكل‌ در شخصی‌ چون‌ امام‌ حسین‌(ع) جلوه‌های‌ گوناگونی‌می‌یابد،آن‌ جا كه‌ او هر آنچه‌ از اموال‌ به‌ دستش‌ می‌رسد در راه‌ محتاجان‌ صرف‌می‌فرمودند و هیچ‌گاه‌ كسی‌ از او چیزی‌ درخواست‌ نكرد، مگر آن‌ حضرت‌ به‌ او عنایت‌فرمودند. ودر شعر خویش‌ به‌ این‌ توجه‌ می‌دهند

                                                                                                   

 

و ان‌ تكن‌ الارزاق‌ قسماًمقدرافقلة‌ حرص‌ المرء فی‌ الكسب‌ اجمل‌

و ان‌ تكن‌ الاموال‌ للترك‌ جمعهافمابال‌ متروك‌ به‌ المرء یبخل‌

- و اگر روزی‌ و رزق‌ تقسیم‌ شده‌ و مقدار، از سوی‌ خداست‌، پس‌ حرص‌ كمتر انسان‌در كسب‌ و اكتساب‌ نیكوتر است‌. - و اگر جمع‌ كردن‌ اموال‌ برای‌ ترك‌ كردن‌است‌،بنابراین‌،به‌ آنچه‌ ترك‌ خواهد شد چرا باید بخل‌ ورزید و آن‌ را صرف‌ نكرد.

بخل‌، نتیجه‌ احتیاج‌ و كم‌بینی‌ است‌ و آن‌ كه‌ در اوج‌ قلة‌ توكل‌ سیر می‌كند، هیچ‌ گاه‌به‌ كسی‌ بخل‌ نمی‌ورزد و در همة‌ لحظات‌ زندگی‌ مادی‌ و معنوی‌ و زندگی‌ و مرگ‌ تسلیم‌ وراضی‌ به‌ امر خداوند است‌.

آنچه‌ امام‌(ع) دربارة‌ خویش‌ می‌گوید به‌ گونه‌ای‌ برای‌ تربیت‌ و آموزش‌ دیگران‌است‌،چه‌ این‌ كه‌ در منزل‌ «غریب‌ الهجانات‌» چهار تن‌ به‌ نام‌های‌ «عمرو بن‌ خالد»خادم‌عمر بن‌ خالد،«مجمع‌ بن‌ عبدالله‌»و«نافع‌ بن‌ هلال‌»به‌ همراهی‌ «طرماح‌ بن‌ عدی‌» كه‌ ازكوفه‌ حركت‌ كرده‌ بودند؛ با امام‌ مواجه‌ گردیدند و امام‌ پس‌ از شنیدن‌ شعر «طرماح‌» در مدح‌و ستایش‌ آن‌ حضرت‌ فرمودند:

«انا والله‌ لارجوا ان‌ یكون‌ خیرا ما اراد الله‌ بنا قتلنا ام‌ ظفرنا؛ به‌ خدا سوگند!امیدوارم‌ كه‌ اراده‌ و خواست‌ خدا دربارة‌ ما خیر باشد، خواه‌ كشته‌ شویم‌ یا پیروز گردیم»

اكنون‌ به‌ جلوه‌های‌ آشكارتری‌ از تسلیم‌ و رضایت‌ آن‌ حضرت‌ در سخنان‌ ایشان‌اشاره‌ می‌كنیم‌:

الف‌) در كنار مرقد جدّش‌ رسول‌ الله‌(ص) از خداوند می‌خواهد آنچه‌ برای‌ او پیش‌می‌آید سبب‌ رضایت‌ او باشد:

«اَسئلك‌ یا ذالجلال‌ و الاكرام‌، بحق‌ هذا القبر و من‌ فیه‌ الا اخترت‌ لی‌ ما هو لك‌رضی‌ً و لرسولك‌ رضی‌؛ ای‌ خدای‌ صاحب‌ جلال‌ و كرامت‌ بخش‌،به‌ حق‌ این‌ قبر و كسی‌كه‌ در میان‌ آن‌ است‌، از تو درخواست‌ می‌كنم‌ كه‌ راهی‌ را در پیش‌ روی‌ من‌ بگذاری‌ كه‌ موردخشنودی‌ تو و پیامبرت‌ باشد.»

ب‌) وقتی‌ «ابوبكر بن‌ عبدالرحمن‌» نصیحت‌ می‌كند كه‌ امام‌ حسین‌(ع) به‌ عراق‌نرود و شمه‌ای‌ از سرشت‌ و فرهنگ‌ مردم‌ كوفه‌ را بیان‌ می‌كند،امام‌ ضمن‌ تشكر از اومی‌فرمایند: «آنچه‌ خداوند مقدر نموده‌ باشد انجام‌ می‌شود.»

ج‌) در گفت‌ و گویی‌ با «ام‌هانی‌»خواهر امام‌ علی‌(ع) هنگام‌ هجرت‌ امام‌ ازمدینه‌،سرشار از عاطفه‌ و اشك‌ با امام‌ چنین‌ می‌گوید: «شنیده‌ام‌ كه‌ به‌ سوی‌ كشته‌ شدن‌می‌روی‌؟»

امام‌(ع) در پاسخ‌ می‌فرمایند:

«كل‌ُ الذی‌ مقدر و هو كائن‌ لامحالة‌؛ هر چه‌ خداوند مقدر كرده‌ است‌ به‌ ناگزیرانجام‌ می‌شود.»

د) امام‌ حسین‌(ع) در وصیت‌نامة‌ معروف‌ خود كه‌ منشور انقلاب‌ عاشورا محسوب‌می‌شود، می‌نویسد:

«و ما توفیقی‌ الا بالله‌ علیه‌ توكلت‌ و الیه‌ انیب‌؛توفیقی‌ برای‌ من‌ نیست‌ مگر ازخداوند، و من‌ بر او توكل‌ می‌كنم‌ و به‌ او شكایت‌ می‌برم‌.»

ه) وقتی‌ «عبدالله‌ بن‌ مطیع‌»درباره‌ مردم‌ كوفه‌ و تجربة‌ آن‌ مردم‌، سخن‌ می‌گوید،امام‌ به‌ او می‌فرماید: «یقضی‌ الله‌ ما احب‌؛ خداوند آنچه‌ را دوست‌ دارد مقدر می‌كند.»

و) امام‌ در همه‌ برخوردهای‌ خویش‌ درس‌ رضایت‌ و تسلیم‌ در مقابل‌ خداوند رامطرح‌ می‌نماید، تا آن‌ جا كه‌ در دعای‌ پایانی‌ خویش‌ در حالی‌ كه‌ بیش‌ از یاران‌ خود،زخم‌شمشیر و تیر و سنگ‌ برداشته‌ است‌ می‌گوید:

«صبراً علی‌ قضائك‌ یا رب‌ لااله‌ سواك‌،یا غیاث‌ المستغیثین‌،مالی‌ رب‌ سواك‌ ولامعبود غیرك‌،صبراً علی‌ حكمك‌؛ بر قضای‌ خود شكیبا هستم‌!پروردگارا معبودی‌ جز تونیست‌،ای‌ پناه‌ بی‌ پناهان‌،من‌ غیر تو پروردگار و معبودی‌ ندارم‌،بر خواست‌ و ارادة‌ تو شكیباهست‌.»

2 - ایجاد خودباوری‌ و تقویت‌ عزت‌ نفس‌

بسیاری‌ از مشكلات‌ انسان‌ها، به‌ ویژه‌ جوانان‌ از نداشتن‌ روحیة‌ اعتماد به‌ نفس‌ وخودباوری‌،ناشی‌ می‌شود و براساس‌ گفتار امامان‌ معصوم‌: كسی‌ كه‌ دارای‌ عزت‌ نفس‌است‌،در جلوگیری‌ و انجام‌ ندادن‌ خواسته‌های‌ نفس‌ اماره‌،قوی‌تر است‌. ترس‌ از ورود به‌اجتماع‌ و اظهار اندیشه‌ها،نپذیرفتن‌ مسئولیت‌ و بسیاری‌ از ناكامی‌ها و شكست‌هاعوارضی‌ است‌ كه‌ پیامد حقارت‌ و ذلت‌ نفس‌ است‌. بنابراین‌ امامان‌ شیعه‌ به‌ عنوان‌ بهترین‌مربیان‌ تربیت‌ انسان‌ها شیوه‌هایی‌ را برای‌ تقویت‌ شخصیت‌ انسان‌ها، به‌ ویژه‌ جوانان‌ ونوجوانان‌ ارائه‌ نموده‌اند،كه‌ برخی‌ از آن‌ها عبارتند از:

الف‌) احترام‌ و محبت‌ به‌ كودكان‌

پیامبر اكرم‌(ص) بارها امام‌ حسن‌ و امام‌ حسین‌ را در دوران‌ كودكی‌ مورد محبت‌ واحترام‌ قرار داده‌ و بدین‌ وسیله‌ آموزشی‌ برای‌ دیگران‌ و راهی‌ برای‌ بالابردن‌ روحیة‌ اعتمادبه‌ نفس‌ را در شخصیت‌ آنان‌ ترسیم‌ می‌نمودند.

روزی‌ پیامبر(ص) نشسته‌ بودند كه‌ دو كودك‌ وارد شدند،پیامبر به‌ احترام‌ آن‌ دو ازجای‌ خود برخاستند و به‌ انتظار ایستادند، لحظاتی‌ طول‌ كشید،آنان‌ نرسیدند. رسول‌گرامی‌ اسلام‌ به‌ طرف‌ كودكان‌ پیش‌ رفتند و از آنان‌ استقبال‌ نمودند،بغل‌ باز كردند و هر دورا بر شانة‌ خود سوار كردند و به‌ راه‌ افتاده‌ فرمودند:

«نعم‌ المطّی‌ مطیكما و نعم‌ الراكبان‌ انتما؛ فرزندان‌ عزیزم‌ مركب‌ شما چه‌ خوب‌مركبی‌ است‌ و شما چه‌ سواران‌ خوبی‌ هستید.»

آنان‌ كه‌ در دامان‌ چنین‌ رسولی‌ به‌ تكامل‌ رسیده‌اند، هم‌ چنان‌ كه‌ از خانواده‌های‌خود عشق‌ و محبت‌ آموخته‌اند در بذل‌ آن‌ به‌ فرزندان‌ و تقویت‌ شخصیت‌ آنان‌ دریغ‌نمی‌ورزند. عبدالله‌ بن‌ عتبه‌ می‌گوید:

«روزی‌ در خدمت‌ سیدالشهداء(ع) بودم‌ كه‌ فرزند كوچك‌ آن‌ حضرت‌ (امام‌سجاد(ع)) وارد شد امام‌ او را پیش‌ خواند و به‌ سینه‌اش‌ چسبانید،پیشانی‌اش‌ را بوسید وفرمود: «بابی‌ انت‌ ما اطیب‌ ریحك‌ و احسن‌ خلقك‌؛پدرم‌ به‌ فدایت‌ باد! چقدر خوش‌بو وزیبایی‌!»

آنچه‌ تاكنون‌ به‌ قلم‌ آمد تنها گوشه‌ای‌ از دریای‌ محبت‌ آنان‌ به‌ دیگران‌ به‌ ویژه‌كودكان‌ است‌.

 

ب‌)گزینش‌ نام‌ زیبا

نام‌ هر شخصی‌، نشانگر اعتقادات‌، فرهنگ‌، ملیت‌ او و خانواده‌اش‌ می‌باشد.افزون‌بر این‌، نام‌ هر كسی‌ همیشه‌ و تا پایان‌ بلكه‌ بعد از آن‌ همراه‌ اوست‌،صاحب‌ نام‌ زیبا وستودنی‌، درآینده‌ به‌ آن‌ افتخار می‌كند و احساس‌ شخصیت‌ می‌نماید، در مقابل‌، صاحبان‌نام‌های‌ نامناسب‌ در آینده‌ احساس‌ حقارت‌ كرده‌ و رنج‌ خواهند برد، روش‌ عملی‌امام‌حسین‌(ع) گواه‌ روشنی‌ بر این‌ نكتة‌ مهم‌ تربیتی‌ است‌،نام‌ فرزندان‌ آن‌ حضرت‌عبارت‌ است‌ از: علی‌ اكبر،علی‌ اوسط‌، علی‌ اصغر، جعفر، عبدالله‌، محمد، سكینه‌، فاطمه‌،محسن‌، رقیه‌.

نام‌ زیبا سبب‌ می‌شود دیگران‌،او را به‌ خاطر نامش‌ تحسین‌ كرده‌،در مورد او فال‌نیكو بزنند، و این‌ سبب‌ تقویت‌ شخصیت‌ او می‌شود و این‌ نكته‌ برایش‌،فرح‌انگیز ونشاط‌بخش‌ است‌،هنگامی‌ كه‌ جنازة‌ خونین‌ «حر» را در آخرین‌ لحظات‌ زندگی‌ به‌ محضرامام‌ حسین‌(ع) آوردند،امام‌ در حالی‌ كه‌ با دستان‌ مبارك‌،صورت‌ او را نوازش‌ می‌داد و خون‌چهره‌اش‌ را پاك‌ می‌نمود،فرمود:

«بخ‌ بخ‌ لك‌ یا حر، انت‌ حر كما سمیت‌ فی‌ الدنیا و الاخرة‌،و الله‌ ما اخطأت‌ امك‌اذ سمتك‌ حرا، فانت‌ و الله‌ حرّ فی‌ الدنیا و سعید فی‌ الاخرة‌؛ به‌ به‌ !احسنت‌ ای‌ حر!تو آزادمردی‌، چنان‌ كه‌ در دنیا و آخرت‌ آزاده‌ خوانده‌ می‌شوی‌،سوگند به‌ خدا! مادرت‌ در این‌نام‌نهادن‌ اشتباه‌ نكرده‌ است‌،به‌ خدا قسم‌ تو در دنیا آزادمرد و در آخرت‌ سعادتمندخواهی‌بود.»

گاه‌ نام‌ زیبایی‌ كه‌ برگرفته‌ از بزرگان‌ مكتب‌ است‌، سبب‌ احترام‌ به‌ وی‌ می‌شود و درتصمیم‌گیری‌های‌ سرنوشت‌ساز موثر است‌،هنگامی‌ كه‌ «حسن‌ مثنی‌» فرزند ارشد امام‌مجتبی‌(ع) یكی‌ از دختران‌ امام‌ حسین‌(ع) را خواستگاری‌ نمود،امام‌ انتخاب‌ را به‌ اوواگذار كرد و زمانی‌ كه‌ حضرت‌،سكوت‌ حیاآمیز او را مشاهده‌ كردند، فرمودند:«با دخترم‌فاطمه‌ كه‌ هم‌ نام‌ مادرم‌ و شبیه‌ اوست‌ ازدواج‌ كن‌«

موضوعات

به گالری تصاویر دیدنی پژوهشکده مجازی تربیت اسلامی بنیان خوش آمدید

آرشیو سایت

نظرسنجی

    به نظر شما آیا نظام آموزش و پرورش كشور در حوزه تربیت اسلامی موفق بوده است ؟



  • فهرست مطالب پ‍ژوهشكده بنیان

آمار وب سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • بازدید ماه آینده :
  • تعداد کل اخبار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :